باران که می بارد، زیر باران می روم و دست هایم را بالا می گیرم تا با تمام وجود طراوت قطراتش را هنگام برخورد با صورت و دست هایم حس کنم.
باران می بارد باز؛ باران رحمت الهی، بی دریغ؛ با وسعتی به پهنای ارض؛ باران می بارد باز و در امتداد بارش آن رودی بر روی زمین جاری می شود به وسعت آسمان، و اینبار برای تطهیر ساکنان شهر رمضان.
سر به سجده می گذارم و خدای را سپاس می گویم که توفیق دوباره بوسه بر خاک نیایش و استغفارش را نصیبم کرد و مرا فرصتی دوباره بخشید تا روح عاصی ام را در ساحل ذکرش آرامش بخشم و یقین دارم که در این میان پاداش صبر و غلبه بر نفس جز استجابت نیست.