ساعت چهار بود که از محل کارم زدم بیرون؛ قدم زنان به طرف ایستگاه اتوبوس رفتم و روی نیمکت تعبیه شده تو ایستگاه، نشستم. حدود یک ربع طول کشید تا اتوبوس به ایستگاه رسید؛ سوار ماشین شده و طبق معمول در ایستگاه سید خندان از ماشین پیاده شدم؛ قدم زنان به طرف بزرگراه رسالت به راه افتادم. پل سید خندان رو که رد کردم، دیدم انگار تو خیابان خبرهایی شده کنجکاو شدم و ایستادم تا ببینم چه اتفاقی افتاده، وقتی دقت کردم متوجه شدم دوتا ماشین مدل بالا یه طوری کنار هم ایستادن که انگار با هم کورس داشتن و یکی پیچیده جلوی اون یکی و متوقفش کرده، راننده ماشین ها که هر دو خانم و جوان بودند از ماشین پیاده شده و چشمتون روز بد نبینه چه قشقرقی به پا کرده بودند. سر و وضع بی انظباط و به هم ریخته ای داشتند، از آن دسته که اسم خود را (فشن) می گذارند، یعنی هر چه چروک تر و شلخته تر به مد روز نزدیک تر و ظاهراً با کلاس تر؛ چنان به جان یکدیگر افتاده بودند و به قول معروف گیس و گیس کشی می کردند که بیا و ببین؛ در حالی که موهایشان در دست یکدیگر بود با صدای بلند به هم ناسزا می گفتند، شنیدن بعضی کلمات که از دهانشان خارج می شد، شنونده را شرمنده می کرد. کیف و لوازمشان همه وسط خیابان پخش شده بود و شال های گران قیمت و رنگارنگشان که زورکی آویزانشان بود به طرز وحشتناکی به هم ریخته شده بود و عن قریب بود که از سرشان بیفتد. جالب این بود که رانندگان ماشین هایی که در حال عبور بودند و پیاده رو ها همگی ایستاده و فقط مات و مبهوت نگاه می کردند و هیچکس جرأت نداشت نزدیک شود تا بفهمد که ماجرا چیست؛ بعضی هم با شنیدن حرف هایی که از دهان این دونفر خارج می شد صدای اعتراضشان بلند می شد که چه آدم های بی ملاحظه ای هستند این دو خانم؛ انگار اصلا حیا و خجالت سرشان نمی شود. بعضی می گفتند که این ها معتادند و قرص مصرف کرده اند به خاطر همین اختیارشان دست خودشان نیست؛ بعضی هم پا را فراتر گذاشته به آن ها انگ بی عفتی می زدند. خلاصه هیاهویی برپا کرده بودند این دو تا دختری که به قول معروف روی هم 45 کیلو هم نمی شدند(!)

من وقتی دیدم که با ایستادن و شنیدن حرف های رکیکی که میان این دو جوان رد و بدل می شد جز شرمندگی میان نامحرمان چیز دیگری عایدم نمی شود راهم را گرفتم و به طرف ایستگاه رفتم.

این ماجرا عمیقاً فکر مرا درگیر خود کرد که چه چیز باعث می شود دو دختر جوان و زیبا اینگونه در خیابان های شهر به جان هم بیفتند(!)؛ مگر نه اینکه زیبایی هر جامعه در گرو حیا و نجابت دختران و زنان آن جامعه است.
امیرالمومنین می فرمایند: «الحیاء سبب الی کلّ جمیلٍ ؛حیا راهی است به تمام زیباییها» و از آنجا که زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه، نقش مهمی در ایجاد و گسترش عفت، پاکدامنی و اخلاق در بین جوامع بشری دارند در نتیجه عفت و حیای زنان یکی از مهمترین عوامل حفظ بقای جامعه است. حیا در دین ما از اهمیت بالایی برخوردار است، برخی روایات آن را تمام دین می دانند؛ و در روایتی از پیامبر اکرم آمده "الحیاء هوالدین کله" حیا تمام دین است.
روانشناسان عقیده دارند که خانواده مهمترین پایگاه آموزش جوانان به شمار می آید، لذا خانوادههایی که از آموزههای دینی فاصله میگیرند و نسبت به مسائل اخلاقی و تربیتی بی اهمیت هستند. بزرگترین عامل در ایجاد و بروز ناهنجاری های اجتماعی هستند.

بعضی والدین نیز شرم و حیا را تنها با فرا رسیدن زمان تکلیف، از جوانانشان می خواهند و توقع دارند که جوان به یکباره در درون خود انقلاب رفتاری و فلسفی برپا کند. فراگیری امور تربیتی، حقیقتی است که باید به تدریج شکل گیرد. آموزه های دینی، اجتماعی و اخلاقی، باید به عنوان یک فرهنگ و کمکم در گذر زمان و حساب شده، در روح و جان جوانان نهادینه شود. البته سست غیرتی سرپرست خانواده نیز در اینگونه گرایشات و سستی حیا و عفت زنان و دختران نقش بهسزایی دارد. این روحیه منفی گاهی سبب میشود این گونه افراد که مسئول تربیت دینی خانوادهاند، با برخی توجیههای نفسانی بر بی حیایی و جلوهگری ناموس خود اصرار ورزند و چه بسا با نمایش دادن زیباییها و زینتهایشان در انظار عمومی بر دیگران فخرفروشی کنند. به راستی بینش و باورهای چنین سرپرستی، با مردانگی و حفاظت از حریم ناموسی خانواده در تضاد نیست؟ و این امر مایه آسیب رساندن به خود و جامعهاش نمیشود؟ پس چگونه است که سرپرست خانواده در برابر اهل و عیال خود، چنین بیاعتنا میماند.

بر این اساس اگر آدمی فلسفه حیا را به خوبی درک نکند، به تدریج، صفت حیا در او کمرنگ و همت او در رعایت عفت و خویشتنداری کم میشود. صفات پسندیده، نیاز به مراقبت دارند و اگر به حال خود رها شوند، از دست میروند. در حقیقت «شرم، احتیاج به حمایت دارد، تا اینکه لطیفترین ارکان سرشت انسانی را حفظ کند.»
لذا برای داشتن یک جامعه سالم هر یک از افراد جامعه باید نقش خود را به خوبی ایفا کنند، مثلا جوانان وظیفه دارند که با مطالعه سطح آگاهی خود را بالا ببرند و والدین وظیفه تذکر و مراقبت نامحسوس آنان را برعهده دارند و به همین ترتیب وظیفه نویسندگان، نوشتن؛ وظیفه مبلغان، سخن گفتن و وظیفه هنرمندان، به تصویر کشیدن جلوههای مثبت حیاست تا این که بتوان یک جامعه را به سمت تعالی هدایت کرد و از پس روی ها و ناهنجاری های اجتماعی جلوگیری کرد.

در این رابطه، تأثیر بسیار مهم رسانههای جمعی انکارناپذیر است. به طور حتم رسانههای گروهی مانند مطبوعات، کتاب، اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، ویدئو، ماهواره و سیدی، بر فرهنگ عمومی جامعه اثر میگذارند. رسانههای تصویری، به سبب داشتن صحنههای ناشایست و غیر اخلاقی تأثیر منفی بسیاری بر حیای بینندگان خود میگذارد.
مدیر آژانس اطلاعاتی آمریکا میگوید:
ما میکوشیم تا طرز تفکر انسان را به کمک وسایل ارتباط جمعی، تحت نفوذ قرار دهیم. به وسیله فرستندههای رادیویی، کتابخانهها، انتشارات و پخش کتاب، مطبوعات، فیلمهای سینمایی، تلویزیون، نمایشگاهها، و دیگر راهها.
